در سال 1404 هنرکده آنوش علاوه بر خانوم ها برای آقایان هم آموزش نقاشی و طراحی دارد.

آموزش طراحی طبیعت بی‌جان برای هنرجویان مبتدی

طراحی از طبیعت بی‌جان یکی از بهترین تمرین‌ها برای تقویت چشم، دست و ذهن هنرجویان مبتدی است. چون سوژه‌ها بی‌حرکت‌اند، شما می‌توانید بدون شتاب‌زدگی، دقت در مشاهده، تناسب‌سنجی و کار با نور و سایه را تمرین کنید. در این مقاله، با زبانی ساده و گام‌به‌گام، تمام ابزارها، اصول و تمرین‌های لازم برای شروع این مسیر هنری را معرفی کرده‌ایم. اگر می‌خواهید مهارت طراحی را از پایه و اصولی یاد بگیرید، این راهنما برای شماست.

اشتراک گذاری:

آموزش طراحی طبیعت بی‌جان

طراحی از طبیعت بی‌جان یکی از پایه‌ای‌ترین و مهم‌ترین بخش‌های آموزش هنرهای تجسمی است. در این راهنمای جامع، به زبانی ساده و گام‌به‌گام به بررسی همه جنبه‌های ضروری برای شروع و پیشرفت در طراحی از طبیعت بی‌جان می‌پردازیم. از تعریف و اهمیت این حوزه گرفته تا ابزارهای لازم، اصول پایه طراحی، تکنیک‌های متداول، ترکیب‌بندی، نورپردازی و تحلیل آثار برجسته‌ی طبیعت بی‌جان، همگی را پوشش خواهیم داد. همچنین تمرینات عملی گام‌به‌گامی ارائه شده است تا به هنرجویان مبتدی در تقویت مهارت‌هایشان کمک کند. با دنبال کردن این راهنما، می‌توانید مهارت مشاهده، طراحی و خلاقیت خود را در زمینه‌ی طراحی از طبیعت بی‌جان به‌تدریج پرورش دهید.

تعریف طبیعت بی‌جان و اهمیت آن در آموزش طراحی

طبیعت بی‌جان (Still Life) شاخه‌ای از هنر است که به به تصویرکشیدن اشیاء بی‌حرکت و بی‌جان در یک ترکیب معنادار می‌پردازد. این اشیاء می‌توانند شامل میوه‌ها، گل‌های چیده‌شده، ظروف، کتاب‌ها و سایر اشیاء روزمره (چه طبیعی و چه ساخت بشر) باشند که معمولاً توسط هنرمند با آرایشی خاص کنار هم چیده می‌شوند. به بیان ساده، در یک اثر طبیعت بی‌جان هرآنچه می‌بینیم ساکن است و حرکتی ندارد. این ژانر هنری از دوران باستان تا امروز همواره مورد توجه بوده و هنرمندان بزرگی به آن پرداخته‌اند.

اهمیت آموزش طراحی از طبیعت بی‌جان در پرورش مهارت‌های بنیادین طراحی انکارناپذیر است. طراحی از اشیاء بی‌جان به هنرجو فرصت می‌دهد تا مهارت مشاهده دقیق و دستیابی به نسبت‌ها را در شرایطی کنترل‌شده بیاموزد. بر خلاف موضوعاتی مثل پیکره انسان یا مناظر طبیعت که پیچیدگی‌ها و تغییرات زیادی دارند، یک طبیعت بی‌جان را می‌توان تا حد دلخواه ساده یا پیچیده انتخاب کرد و بدون حواس‌پرتی ناشی از حرکت یا تغییر مداوم سوژه، روی اصول طراحی تمرکز نمود. به همین دلیل بسیاری از کلاس‌های هنری کار خود را با طراحی طبیعت بی‌جان آغاز می‌کنند. این تمرین به دانشجویان هنر کمک می‌کند تا مهارت‌هایی نظیر مشاهده دقیق، تناسب‌سنجی، درست‌دیدن شکل‌ها و اجرای نور و سایه را تقویت کنند. برای مثال، تمرین طراحی چند سیب ساده روی میز به هنرجو امکان می‌دهد محل تابش نور و شکل سایه‌ها بر سطوح منحنی را به‌راحتی تشخیص دهد و پیاده‌سازی کند. همچنین، با طراحی در فضای داخلی و نورپردازی ثابت، هنرجو دچار تغییرات مداوم نور (مانند نور طبیعی روز) نمی‌شود و می‌تواند بی‌وقفه روی طرح خود کار کند. تمامی این عوامل باعث می‌شوند که طراحی از طبیعت بی‌جان به‌عنوان تمرینی ایده‌آل برای مبتدیان توصیه شود.

معرفی ابزارها و مواد مورد نیاز برای طراحی از طبیعت بی‌جان

برای آغاز طراحی از طبیعت بی‌جان، به یک سری ابزار و مواد پایه نیاز دارید که خوشبختانه تهیه آن‌ها نسبتاً ساده و مقرون‌به‌صرفه است. در ادامه مهم‌ترین وسایل طراحی را معرفی می‌کنیم:

مداد طراحی

اصلی‌ترین ابزار شما مداد است. مدادهای طراحی در درجه‌های سختی مختلف (از H گرفته تا B) عرضه می‌شوند. مداد‌های نرم‌تر (مانند 4B، 6B) پررنگ‌تر و پرگرافیت‌تر ترسیم می‌کنند و برای سایه‌زنی عالی‌اند، اما زود کند می‌شوند. مدادهای سخت‌تر (مانند 2H، 4H) کم‌رنگ‌تر و مناسب طرح‌ریزی اولیه‌اند. یک مجموعه مداد طراحی معمولاً طیفی از درجات سخت (H) تا نرم (B) را شامل می‌شود (مثلاً 9H تا 6B) که به هنرمند امکان می‌دهد خطوط و سایه‌هایی با شدت‌های متفاوت ایجاد کند. اگر مجموعه کامل در دسترس ندارید، چند مداد متداول (مثلاً 2H، HB، 2B و 4B) برای شروع کافی است.

کاغذ طراحی

نوع کاغذ بر نتیجه کار شما تأثیر زیادی دارد. برای تمرین‌های اولیه، یک دفتر طراحی (اسکچ‌بوک) یا کاغذهای مخصوص طراحی توصیه می‌شود. کاغذهای طراحی می‌توانند سطوح متفاوت داشته باشند: کاغذ زبر بافت‌دار است و برای طراحی‌هایی که بافت و دانه‌های سایه در آن‌ها مهم است کاربرد دارد، در حالی که کاغذ نرم (صاف) بافت ندارد و برای طراحی‌های ظریف‌تر یا سایه‌زنی یک‌دست مناسب است. اندازه کاغذ را بسته به راحتی خود انتخاب کنید؛ معمولاً قطع A4 یا A3 برای شروع مناسب است.

پاک‌کن‌ها

دو نوع پاک‌کن اصلی به‌کار می‌آید. پاک‌کن خمیری (ورز‌ده) که قابل شکل‌دهی با دست است و برای کم‌رنگ کردن یا روشن کردن قسمت‌های تیره بدون ایجاد خرده پاک‌کن کاربرد دارد. دیگری پاک‌کن معمولی (سفید یا وینیل) برای پاک‌کردن خطوط اضافه یا اشتباهات کوچک. وجود هر دو نوع پاک‌کن در کنار دستتان مفید است. همچنین داشتن یک قلم‌موی نرم برای زدودن براده‌های پاک‌کن از روی کاغذ بدون لک‌کردن طراحی توصیه می‌شود.

مداد تراش و کاتر

برای تیز نگه داشتن مدادها نیاز به مدادتراش دارید. مدادهای نرم (B) را با دقت بتراشید چون نوک آن‌ها زود می‌شکند. بعضی طراحان حرفه‌ای برای داشتن نوک بلند و تیز، چوب مداد را با کاتر می‌گیرند و مغزی را با سنباده صاف می‌کنند، اما برای مبتدیان یک مدادتراش معمولی کافی است.

ذغال و کنته

علاوه بر مداد گرافیتی، می‌توانید از مداد زغالی یا چوب‌زغال طراحی هم استفاده کنید. زغال طراحی بسیار نرم است و تیره‌ترین تیرگی‌ها را ایجاد می‌کند. ابزار زغال برای سایه‌زنی‌های قوی و ایجاد بافت‌های نرم عالی است. کار با زغال ممکن است کمی کثیف‌کاری داشته باشد، بنابراین هنگام استفاده از زغال یک کاغذ زیر دست خود قرار دهید تا کار را لک نکنید. همچنین، اسپری فیکساتیو برای تثبیت طراحی‌های زغالی در پایان کار مفید است تا از پخش‌شدن تصادفی ذرات زغال جلوگیری شود. البته استفاده از فیکساتیو در فضای دارای تهویه و با رعایت ایمنی انجام شود.

تخته شاسی یا تخته طراحی

 این تخته‌ی صاف به شما امکان می‌دهد کاغذ خود را روی آن بچسبانید یا گیره کنید و راحت‌تر در هر وضعیت (نشسته یا ایستاده) طراحی کنید. یک تخته شاسی سبک با گیره‌ی محکم در بالا تهیه کنید. این وسیله خصوصاً در کلاس‌های حضوری یا هنگام طراحی از طبیعت بی‌جان در زوایای مختلف بسیار کمک‌کننده است. تخته شاسی را می‌توانید در زاویه‌ای قرار دهید که اعوجاج پرسپکتیو ناشی از سطح مورب کاغذ به حداقل برسد (معمولاً تقریباً عمود بر خط دید شما).

سایر ابزارها

یک محک یا محو‌کن (Blending Stump) برای محو کردن و انتقال تُن میان قسمت‌های سایه‌زده، تیغ یا کاتر کوچک برای تراشیدن ظریف نوک مداد یا ایجاد خط سفید (با خراشیدن لایه‌ی گرافیت) و نوار چسب کاغذی برای چسباندن حاشیه کاغذ به تخته (که هم از جابه‌جایی کاغذ جلوگیری می‌کند و هم کادری تمیز در اطراف طراحی باقی می‌گذارد) نیز می‌توانند در کیف ابزار شما باشند. به طور کلی، نیاز نیست ابزار گران‌قیمت بخرید؛ با تعدادی مداد در درجات مختلف، کاغذ مناسب و یک پاک‌کن می‌توانید آغاز کنید. با پیشرفت در کار، ممکن است ابزارهای بیشتر یا بهتری را بنا به نیازتان اضافه کنید.

ابزارها و مواد مورد نیاز برای طراحی از طبیعت بی‌جان

اصول پایه طراحی (تناسب، اندازه‌گیری، تناسبات بصری)

یکی از مهم‌ترین مهارت‌های یک طراح، توانایی دیدن و ترسیم تناسبات صحیح است. تناسب در طراحی به این معناست که ابعاد اجزاء مختلف سوژه نسبت به یکدیگر دقیق باشند. اگر اندازه‌ها نادرست باشند، حتی یک طراحی پرجزئیات و با سایه‌زنی خوب هم غیرطبیعی به نظر خواهد رسید. بنابراین، پیش از هر چیز باید یاد بگیریم که چگونه طول‌ها، عرض‌ها و زوایا را به درستی اندازه‌گیری و روی کاغذ منتقل کنیم.

تناسب و اندازه‌گیری

 برای دستیابی به تناسب صحیح، می‌توانید از روش اندازه‌گیری با مداد استفاده کنید. در این روش، هنگام نگاه‌کردن به سوژه (طبیعت بی‌جان چیده‌شده)، دستتان را کاملاً کشیده نگه می‌دارید و مداد را عمود بر خط دید بین چشم و سوژه نگه می‌دارید. سپس با شست خود روی مداد، طول قسمتی از یک شیء (مثلاً ارتفاع یک گلدان) را علامت می‌گذارید. بدون تغییر حالت دست، این اندازه را با بخش‌های دیگر مقایسه می‌کنید (مثلاً می‌بینید این ارتفاع چند برابر عرض آن گلدان یا قطر میوه کناری‌اش است). بدین ترتیب نسبت‌های کلی را به‌دست می‌آورید. همین کار را برای پهناها و فواصل افقی نیز انجام دهید (مداد را افقی گرفته و اندازه بگیرید). به این عمل “سایتینگ (Sighting)” یا تطبیق چشمی اندازه‌ها می‌گویند. پس از تعیین نسبت‌های اصلی، روی کاغذ نقاطی را علامت بزنید که معرف حدود کلی ارتفاع‌ها و عرض‌های سوژه باشد. سپس به رسم خطوط کلی بپردازید و مدام نسبت‌ها را با اندازه‌گیری مجدد کنترل کنید.

نکته: هنگام اندازه‌گیری با مداد، بازو را کاملاً کشیده و ثابت نگه دارید. نزدیک یا دور شدن مداد به چشم یا خم‌شدن مچ، تناسب‌های اندازه‌گیری‌شده را تغییر می‌دهد. همچنین همیشه از یک چشم خود (معمولاً چشم برتر) برای نشانه‌گیری استفاده کنید و دیگری را ببندید تا تداخل دید دو چشم باعث خطا نشود.

تناسبات بصری و مقایسه‌ای

علاوه بر اندازه‌گیری‌های مکانیکی، باید چشمان خود را برای قضاوت بصری تناسبات تربیت کنید. سعی کنید به جای اتکا به دانش قبلی خود از اندازه اشیاء، همان چیزی را که واقعاً می‌بینید ترسیم کنید. برای این کار می‌توانید از تکنیک پنج‌خطی استفاده کنید: سوژه را به شکل مجموعه‌ای از پنج خط فرضی در نظر بگیرید (بالا، پایین، چپ، راست و میانی) و موقعیت هر جزء را نسبت به این محورها بسنجید. یا از تکنیک فضای منفی کمک بگیرید؛ شکل فضاهای خالی بین اشیاء را بکشید تا خود اشیا دقیق‌تر در جای درست قرار گیرند. این روش‌ها به دورزدن ذهن و دیدن عینی‌تر سوژه کمک می‌کنند.

پرسپکتیو و عمق

هرچند در طبیعت بی‌جان معمولاً با صحنه‌های کوچکی سر و کار داریم، قوانین پرسپکتیو همچنان حاکم‌اند. اگر شیئی مانند یک جعبه یا کتاب در چیدمان دارید، متوجه خواهید شد که اضلاع آن در واقعیتی که می‌بینید موازی نیستند و در نقطه‌ای دوردست همگرا می‌شوند. تمرین کنید که خطوط پرسپکتیو را در ذهن خود یا با رسم کمرنگ آن‌ها دنبال کنید تا مطمئن شوید زاویه‌ها را درست دیده‌اید. همچنین توجه به خط افق یا سطح دید اهمیت دارد. اگر چیدمان روی میزی تقریباً هم‌سطح چشم شما باشد، اشیاء از بغل دیده می‌شوند و ارتفاعشان بیشتر نمود می‌کند؛ اگر از بالا به آن‌ها نگاه کنید، شکل دهانه‌ها و قاعده‌ها (مثلاً دایره دهانه لیوان) بیضی دیده می‌شود. پس جای نشستن و زاویه دید خود را طوری تنظیم کنید که بتوانید سوژه را به شکل مطلوب ببینید. برای شروع، معمولاً قرارگیری چشم در سطحی کمی بالاتر از مرکز سوژه (نه خیلی از بالا، نه خیلی از پایین) دید متعادلی از ترکیب به شما می‌دهد.

کنترل طرح اولیه

در مراحل اولیه طراحی (اسکچ زدن)، با خطوط کمرنگ و آزاد اشکال کلی را رسم کنید و نگران جزئیات نباشید. ابتدا ساده‌سازی فرم‌ها به احجام اولیه (مثل بیضی برای بشقاب، مستطیل برای کتاب، استوانه برای لیوان) مفید است. سپس به تدریج این احجام ساده را اصلاح کرده به شکل اشیاء واقعی نزدیک کنید. مرتب طراحی خود را با نگاه کردن از دور یا در آینه کنترل کنید تا ایرادهای تناسبی را تشخیص دهید. یادتان باشد که دقت در تناسبات شالوده یک طراحی موفق است و با صرف وقت و حوصله در این مرحله، مراحل بعدی (سایه‌زنی و بافت) بسیار رضایت‌بخش‌تر خواهند بود.

تکنیک‌های طراحی (خطی، سایه‌زنی، استفاده از بافت)

در هنر طراحی، روش‌های متنوعی برای نمایش سوژه بر روی کاغذ وجود دارد. سه تکنیک پایه که هر هنرجوی مبتدی باید با آن‌ها آشنا شود عبارت‌اند از طراحی خطی، سایه‌زنی و ایجاد بافت. در ادامه، هر یک را توضیح می‌دهیم:

طراحی خطی (Contour Drawing): در این روش، تمرکز روی خطوط بیرونی و خطوط اصلی شکل‌هاست. هنرمند با استفاده از خطوط پیوسته یا شکسته، پیرامون سوژه و خطوط مرزی میان بخش‌های مختلف را ترسیم می‌کند. طراحی خطی می‌تواند به صورت کاملاً خطی و بدون سایه انجام شود که برای تمرین دقت در مشاهده و کنترل دست عالی است. در طراحی خطی، به کیفیت خط نیز توجه می‌شود؛ مثلاً با تغییر فشار مداد می‌توان خطوطی با ضخامت‌ها و تیرگی‌های متفاوت ایجاد کرد که خود اطلاعاتی از عمق یا جنس سطح به بیننده می‌دهد. خط ضخیم‌تر یا پررنگ‌تر می‌تواند جلوتر به نظر برسد و خط نازک‌تر به پس‌زمینه برود. با تمرین طراحی خطی یاد می‌گیرید که چگونه تنها با خطوط، حجم و حالت کلی اشیا را منتقل کنید.

  • سایه‌زنی (Shading): پس از ترسیم خطوط اصلی، اضافه کردن سایه‌روشن به طراحی باعث ایجاد حجم و عمق می‌شود. سایه‌زنی یعنی افزودن بخش‌های تاریک و روشن به نقاشی برای ایجاد توهم حجم، فضا و نور. به عنوان مثال، وقتی یک سیب را طراحی می‌کنید، با سایه زدن یک سمت آن و روشن گذاشتن سمت دیگر، می‌توانید ظاهر گرد و سه‌بعدی به آن بدهید. تکنیک‌های متعددی برای سایه‌زنی وجود دارد:

    • هاشور زدن (Hatching): ایجاد سایه با رسم مجموعه‌ای از خطوط موازی نزدیک به هم. تراکم و تیرگی سایه با نزدیک‌تر یا دورتر بودن این خطوط کنترل می‌شود. هرچه خطوط به هم نزدیک‌تر باشند، ناحیه تیره‌تر به نظر می‌رسد. هاشور برای نشان دادن سطوحی مثل چوب یا بافت‌های دارای جهت خاص مناسب است. می‌توانید با تغییر جهت خطوط، انحنای سطح را القا کنید (مثلاً در سطح کروی، کمی انحنای خطوط هاشور مطابق انحنای جسم مفید است).

    • هاشور متقاطع (Cross-hatching): در این روش از دو یا چند لایه خط هاشور که بر هم عمود یا مایل هستند استفاده می‌شود. نتیجه نوعی بافت مشبک است که تیرگی بیشتری ایجاد می‌کند. هاشور متقاطع برای تیره‌ترین سایه‌ها و همچنین برای بافت‌های پیچیده‌تر کاربرد دارد. بسیاری از هنرمندان با ترکیب هاشورهای زاویه‌دار مختلف، درجات ظریفی از تیرگی را به دست می‌آورند و حجم‌ها را مدل‌سازی می‌کنند.

    • سایه‌زنی محو (Blending): در این تکنیک، به جای خطوط مجزا، از انتقال نرم مداد یا زغال بر روی کاغذ استفاده می‌شود تا سایه‌هایی یکدست‌تر و بدون خطوط مشخص ایجاد شود. ابتدا بخش‌های تیره با مداد نرم یا زغال پرمی‌شوند، سپس با محو‌کن یا حتی انگشت تمیز، گرافیت پخش و محو می‌شود تا گرادیان نرم تشکیل گردد. این روش برای ایجاد سطوح صاف (مثل سفالینه یا توپ) و بافت‌های نرم بسیار مناسب است. البته باید دقت کنید که در جاهای لازم همچنان لبه‌های تیز و خطوط مشخص باقی بماند و طراحی بیش از حد تار و محو نشود.

    • سایر تکنیک‌ها: استیپلینگ (Stippling) یا نقطه‌گذاری، که در آن با نقاط متعدد سایه‌زنی می‌کنیم (معمولاً با خودکار یا قلم راپید). اسکریبلینگ (Scribbling) یا خط‌خطی کردن، که با خطوط درهم و آزاد سایه ایجاد می‌شود. این تکنیک‌ها کمتر در طراحی کلاسیک طبیعت بی‌جان به کار می‌روند اما برای ایجاد بافت‌های خاص یا سبک‌های مدرن‌تر مفیدند.

    هنگام سایه‌زنی، همیشه جهت و منبع نور را در ذهن داشته باشید. بخش‌هایی از سوژه که به نور نزدیک‌ترند روشن‌تر می‌مانند و بخش‌هایی که دور از نور یا در سایه سایر اشیا هستند تیره‌تر دیده می‌شوند. سایه‌ها را می‌توانید در چند مرحله و به‌تدریج اضافه کنید: ابتدا نیم‌سایه‌های روشن را با مداد نسبتاً سخت (HB یا 2B) گذاشته، سپس تیرگی‌های بیشتر را با مداد نرم‌تر (4B به بالا) عمق دهید. یادتان باشد که پاک‌کن نیز ابزاری از روند طراحی است؛ می‌توانید با پاک‌کن خمیری بخش‌هایی از سایه را روشن‌تر کنید تا هایلایت‌ها و بازتاب‌های نور را ایجاد نمایید.

  • ایجاد بافت (Texture): هر ماده و سطحی بافت خاص خود را دارد – مثلاً سطح یک پرتقال نسبت به یک لیوان شیشه‌ای یا یک پارچه مخمل، کاملاً متفاوت است. در طراحی طبیعت بی‌جان، نمایش باورپذیر بافت اشیا نقش مهمی در واقع‌نمایی و غنای اثر دارد. چند راهنمایی برای نمایش بافت‌ها:

    • مشاهده دقیق: ابتدا با دقت به سوژه نگاه کنید و ببینید چه عنصری باعث شناسایی آن جنس می‌شود. آیا سطح آن صاف است یا پر از جزئیات ریز (مثل چروک، ترک یا زبری)؟ آیا نور را بازتاب می‌دهد (براق است) یا خیر (مات است)؟ پاسخ این پرسش‌ها روش طراحی را مشخص می‌کند.

    • نوع خط و علامت‌گذاری: با خود تمرین کنید که چه نوع علامتگذاری (Mark-making) می‌تواند حس آن بافت را منتقل کند. برای نشان دادن بافت چوب ممکن است از هاشورهای نرم و موج‌دار تقلید رگه‌های چوب استفاده کنید. برای فلز براق، هایلایت‌های تیز و قسمت‌های تاریک عمیق را در کنار هم بگذارید تا حالت انعکاس ایجاد شود. برای میوه یا پوست، نقطه‌ها یا خطوط منحنی ممکن است مفید باشند. مثلا برای نشان دادن بافت پرتقال می‌توانید با مداد نوک‌تیز نقطه‌های ریزی در نواحی مشخص بگذارید تا زبری پوست را القا کنید. برای شیشه، علاوه بر براق‌بودن، شفافیت را نیز باید نشان دهید؛ این کار بیشتر با کشیدن دقیق هایلایت‌های تند و اعوجاج شکل‌های پشت شیشه انجام می‌شود.

    • تمرین مواد مختلف: تمرینی که می‌توانید انجام دهید این است که چند مربع روی کاغذ بکشید و در هر کدام بافت یک ماده را به شکل انتزاعی تمرین کنید. مثلاً در یک مربع فقط با خطوط و سایه، چوب بکشید (بدون اینکه لزوماً شیء چوبی خاصی را نشان دهید)؛ در مربع دیگر فلز، در یکی پارچه و … . این تمرین به شما کمک می‌کند الگوهای تصویری هر بافت را کشف کنید.

    • تفاوت مات و براق: اگر شیئی براق (مانند ظرف شیشه‌ای یا فلزی) در ترکیب دارید، بخش‌های روشن آن بسیار پرکنتراست و با لبه‌های تیز خواهد بود (بازتاب نور) و بخش‌های تاریک نیز خیلی تیره. در مقابل، اشیای مات (مانند میوه یا سفال) سایه‌های نرم‌تر و پخش‌شده‌تری دارند. با مقایسه این موارد و نمایش آن‌ها با مداد، می‌توانید جنس سطح را منتقل کنید. مثلا برای فلز، محدوده‌های نورانی خیلی سفید و محدوده‌های دور از نور خیلی تیره می‌شوند، در حالی که برای یک سیب، هایلایت اندکی تارتر و سایه‌ها نیز نه کاملاً سیاه که خاکستری تیره هستند.

در مجموع، تسلط بر تکنیک‌های خطی، سایه‌زنی و بافت زمان‌بر است و با تمرین مداوم حاصل می‌شود. پیشنهاد می‌شود ابتدا بر خطوط کلی و تناسبات صحیح مسلط شوید، سپس به سراغ سایه‌زنی و نهایتاً بافت بروید. به یاد داشته باشید که حتی ماهرترین هنرمندان نیز از ترکیب این تکنیک‌ها بهره می‌گیرند و به تدریج اثر خود را کامل می‌کنند. صبور باشید و از کشف تدریجی توانایی‌های دست و چشمتان لذت ببرید.

آموزش ترکیب‌بندی

آموزش ترکیب‌بندی (انتخاب اشیا، چیدمان، زاویه دید، کادربندی)

ترکیب‌بندی (Composition) در یک طرح طبیعت بی‌جان به معنای آرایش و چیدمان اجزای صحنه در کنار یکدیگر و در کادر تصویر است. ترکیب‌بندی مناسب می‌تواند اثر شما را دلنشین، متعادل و چشمگیر کند. در ادامه نکاتی را برای بهبود ترکیب‌بندی طبیعت بی‌جان بررسی می‌کنیم:

  • انتخاب اشیا: اولین گام، انتخاب سوژه‌ها یا اشیایی است که می‌خواهید طراحی کنید. برای مبتدیان بهتر است از اشیای ساده‌تر شروع کنند: مثلاً یک میوه، یک لیوان، یک بطری، یا یک کوزه ساده. اشیایی را انتخاب کنید که فرم‌های پایه (کره، استوانه، مکعب) در آن‌ها به‌خوبی قابل تشخیص باشد. همچنین تفاوت در اندازه، شکل و جنس اشیاء ترکیب را جالب‌تر می‌کند. برای شروع شاید ۲ تا ۳ شیء کافی باشد (مثلاً یک بطری و دو میوه). با پیشرفت می‌توانید تعداد یا پیچیدگی اشیا را افزایش دهید.

  • چیدمان (Arrangement): پس از انتخاب اشیا، نحوه قرار دادن آن‌ها در کنار هم اهمیت زیادی دارد. سعی کنید ترکیبی بسازید که neither خیلی پراکنده باشد nor خیلی فشرده. فاصله و هم‌پوشانی اشیاء را تنظیم کنید. اندکی هم‌پوشانی (مثلاً یک میوه کمی جلوی میوه دیگر را بپوشاند) می‌تواند حس عمق بدهد، اما هم‌پوشانی زیاد ممکن است باعث نامشخص شدن شکل‌ها شود. تعادل ترکیب را در نظر داشته باشید: آیا همه اشیا در یک سمت میز تجمع کرده‌اند؟ آیا یک طرف ترکیب سنگین و طرف دیگر خالی است؟ برای ایجاد تعادل، ممکن است بخواهید یک شیء بلند را کمی در مرکز یا در مقابل چند شیء کوتاه‌تر در طرف دیگر قرار دهید. به طور کلی، موقعیت اشیا نسبت به هم و نسبت به قاب تصویر تأثیر زیادی بر بالانس ترکیب دارد. برای آزمایش چیدمان‌های مختلف می‌توانید ابتدا با جابجا کردن اشیا روی میز بازی کنید یا حتی از طرح‌های thumbnail (بسیار کوچک) چند ترکیب مختلف را سریع اسکچ بزنید تا بهترین حالت را پیدا کنید.

  • زاویه دید (Point of View): زاویه‌ای که از آن به طبیعت بی‌جان نگاه می‌کنید نقش مهمی در شکل‌های مشاهده‌شده دارد. یک ترکیب ثابت اشیا از زاویه دید‌های مختلف کاملاً متفاوت به نظر می‌رسد. ارتفاع دید خود را تنظیم کنید: اگر از خیلی بالا نگاه کنید، خواهید توانست سطح بالایی اشیا (دهانه لیوان، کف بشقاب) را ببینید ولی ممکن است عمق و ارتفاع آن‌ها کمتر به نظر برسد. اگر از خیلی پایین (هم‌سطح میز) نگاه کنید، ممکن است برخی اشیا پشت دیگران مخفی شوند و شکل دهانه‌ها به خط تبدیل شود. معمولاً یک ارتفاع دید میانی (چشم شما کمی بالاتر از سطح میز) مناسب است که هم مقداری از سطوح بالایی اشیا معلوم باشد (مثلاً بیضی دهانه فنجان) و هم بدنه آن‌ها را ببینید. همچنین فاصله خود تا سوژه را در نظر بگیرید؛ هرچه نزدیک‌تر باشید، پرسپکتیو شدیدتر (تغییر اندازه اجزا با عمق) خواهد بود، و هرچه دورتر باشید، اعوجاج کمتر است. برای شروع، در فاصله‌ای بنشینید که بتوانید کل ترکیب را یکجا ببینید بدون اینکه مجبور شوید سرتان را زیاد بچرخانید.

  • کادربندی (Framing): محدوده‌ای که برای طراحی انتخاب می‌کنید (مرزهای تصویر) نیز بخشی از ترکیب‌بندی است. تصمیم بگیرید چه مقدار از اطراف اشیا را نشان می‌دهید. وجود کمی فضای خالی در اطراف ترکیب، اشیا را برجسته‌تر می‌کند و تمرکز چشم بیننده را بر آن‌ها نگه می‌دارد. اگر اشیا را خیلی چسبیده به لبه کاغذ بکشید، طرح ممکن است «تنگ» و فشرده احساس شود یا اشیا نصفه و بریده‌شده به نظر برسند. از سوی دیگر، فضای بیش از حد زیاد و خالی دور اشیا نیز تمرکز را کاهش می‌دهد. یک قانون کلی این است که سوژه‌های اصلی را طوری در کادر بگذارید که حداقل چند سانتی‌متر از لبه کاغذ فاصله داشته باشند و فضای بالا، پایین، چپ و راست نسبتاً متعادل باشد. برش دادن (Cropping): گاهی در طبیعت بی‌جان بخشی از یک شیء بزرگتر را عمداً بیرون از کادر قرار می‌دهند تا ترکیب جالب‌تر شود؛ این کار اشکالی ندارد به شرطی که محل برش طبیعی باشد (مثلاً از وسط شیء نبرید بلکه کمی بیشتر یا کمتر، تا انگار شیء در بیرون کادر ادامه دارد).

  • تقارن یا عدم تقارن: تصمیم بگیرید ترکیب شما متقارن باشد یا نامتقارن. یک ترکیب متقارن (مثلاً یک گلدان در وسط و دو میوه در طرفین با فاصله مساوی) حالت رسمی و ایستا ایجاد می‌کند. ترکیب متقارن آرامش‌بخش است اما گاهی کسل‌کننده به نظر می‌رسد. در مقابل، ترکیب نامتقارن (وزن بصری نابرابر در دو سوی تصویر) پویا و جذاب‌تر است اما باید با دقت طراحی شود تا تعادل کل تصویر حفظ شود. برای مثال، می‌توانید یک شیء بزرگ را در یک سمت کادر قرار دهید و چند شیء کوچک‌تر را در سمت دیگر که مجموعاً تعادل برقرار کنند. حتماً پس از چیدمان، یک قدم به عقب بروید و ترکیب را ارزیابی کنید که آیا چشم شما روی تصویر به راحتی گردش می‌کند و از یک سو سنگین نشده است.

  • پس‌زمینه و زیرساز: هرچند تمرکز طراحی طبیعت بی‌جان روی خود اشیاست، فراموش نکنید که آن‌ها معمولاً روی یک سطح (مثلاً میز) قرار دارند و پشتشان نیز دیوار یا فضای اتاق دیده می‌شود. برای سادگی، می‌توانید یک پارچه یا کاغذ ساده زیر و پشت اشیا قرار دهید تا پس‌زمینه‌ای خلوت ایجاد شود و توجه به اشیا باشد. یک پارچه با چین‌های نرم روی میز می‌تواند ترکیب را زیباتر کند اما طراحی چین‌وخمش مهارت بیشتری می‌طلبد. رنگ یا تونالیته پس‌زمینه را نیز در نظر بگیرید؛ پس‌زمینه خیلی تیره یا خیلی روشن تضاد زیادی ایجاد می‌کند که گاهی مطلوب و گاهی نامطلوب است. در مراحل ابتدایی توصیه می‌شود پس‌زمینه را خیلی شلوغ نکنید و بیشتر بر خود اشیا متمرکز باشید.

در نهایت، ترکیب‌بندی یک مبحث هنری است که هم جنبه علمی (رعایت اصول تعادل، پرسپکتیو و غیره) دارد و هم جنبه حسی و سلیقه‌ای. بهترین راه بهبود ترکیب‌بندی، تمرین و نگاه‌کردن به آثار هنرمندان بزرگ است. با اسکچ زدن سریع ترکیب‌های مختلف و بررسی نتایج، چشمتان برای ایجاد ترکیب‌های دلپذیر تربیت می‌شود.

نحوه استفاده از نور و سایه برای ایجاد حجم و عمق

عامل کلیدی که می‌تواند یک طراحی دوبعدی را به چشم بیننده سه‌بعدی و واقعی جلوه دهد، نور و سایه (Light and Shadow) است. نورپردازی صحیح در طبیعت بی‌جان به شما اجازه می‌دهد حجم اشیا را نشان دهید و حس عمق فضا را منتقل کنید. در این بخش یاد می‌گیریم چگونه با مشاهده و ترسیم نور و سایه‌ها، طرح‌هایمان را واقعی‌تر کنیم.

درک رفتار نور

مهم‌ترین اصل این است که نور وقتی به یک فرم برخورد می‌کند، طبق قواعد مشخصی رفتار می‌کند. ساده‌ترین حالت، وجود یک منبع نور واحد و شدید است (مثل نور خورشید از پنجره یا یک چراغ مطالعه). در این حالت، مرزبندی سایه‌ها واضح‌تر و فهم آن‌ها آسان‌تر است. توصیه می‌شود برای تمرین، سوژه طبیعت بی‌جان خود را ابتدا با یک نور منحصربه‌فرد (مثلاً چراغ رومیزی) روشن کنید و سایر نورهای محیطی را کم کنید تا الگوی نور-سایه را بهتر ببینید. نورهای متعدد و پخش، سایه‌های مبهم و چندگانه ایجاد می‌کنند که درک حجم را دشوارتر می‌کند.

قسمت‌های مختلف یک فرم در نور

یک جسم سه‌بعدی که نور به آن می‌تابد، معمولاً بخش‌های زیر را خواهد داشت:

    1. هایلایت (Highlight): روشن‌ترین قسمت که مستقیم‌ترین برخورد نور را دارد. این بخش تقریباً به رنگ سفید کاغذ باقی می‌ماند (یا خیلی کم سایه زده می‌شود).

    2. تُن میانی (Midtone): بخش‌هایی که نه در اوج نورند نه در تاریکی کامل؛ روشنایی متوسطی دارند. بیشتر سطح جسم در این محدوده قرار می‌گیرد و با سایه‌زنی ملایم نشان داده می‌شود.

    3. سایه‌ی خودی (Form Shadow): سمت تاریک جسم که نور مستقیم به آنجا نمی‌تابد. این بخش با تُن‌های تیره‌تر سایه‌زنی می‌شود و هرچه از مرز نور دورتر باشد تیره‌تر است. معمولاً یک سایه‌ی هسته (Core shadow) در تاریک‌ترین قسمت آن دیده می‌شود.

    4. بازتاب نور (Reflected Light): حتی در قسمت سایه جسم، اغلب کمی روشنایی دیده می‌شود که ناشی از بازتاب نور محیط یا نور از روی سطوح دیگر به آن بخش است. این روشنی ضعیف را با پاک‌کن یا سایه‌زنی بسیار کمرنگ می‌توان در لبه سایه‌ها ایجاد کرد تا واقعی‌تر به نظر برسد.

    5. سایه‌ی افتاده (Cast Shadow): سایه‌ای که جسم روی سطوح مجاور (مثلاً روی میز) می‌اندازد. این سایه معمولاً با تیره‌ترین تیرگی‌ها نمایش داده می‌شود و هرچه از جسم دور می‌شود پراکنده‌تر و کمرنگ‌تر خواهد شد. شکل این سایه بستگی به فرم جسم و زاویه تابش نور دارد (مثلاً سایه یک لیوان، بیضی کشیده است).

با شناسایی این بخش‌ها روی هر کدام از اشیای ترکیب خود، طراحی سایه‌ها منظم‌تر و قابل فهم‌تر می‌شود. به یاد داشته باشید که سایه‌زنی درست همان چیزی است که به طراحی شما حجم می‌دهد؛ اگر خطوط، تناسب سوژه را می‌سازند، این تونالیته‌های روشن و تیره هستند که به آن بُعد و فرم می‌بخشند.

  • تمرین نورپردازی:‌ تمرینی مفید این است که یک شیء ساده مثل یک کُره، مکعب یا استوانه را زیر نور موضعی رسم کنید. یک چراغ را از سمت چپ بتابانید و طرح بزنید، بعد از سمت راست، بالا، پایین و … . با این کار چشمتان به الگوی نور و سایه عادت می‌کند. دقت کنید سایه‌های روی خود جسم و سایه‌های افتاده بر زمین چگونه‌اند و چگونه با تغییر زاویه نور تغییر شکل می‌دهند. سؤالاتی از خود بپرسید: روشن‌ترین قسمت کجاست و تیره‌ترین قسمت کجاست؟ آیا لبه سایه‌ها تیز است یا نرم؟ آیا جایی از سایه‌های دو جسم روی هم می‌افتند و تیرگی بیشتری ایجاد می‌کنند؟ این پرسش‌ها تحلیل شما را عمیق‌تر می‌کنند.

  • عمق‌بخشی با نور و سایه: نور و سایه علاوه بر حجم دادن به تک‌تک اشیا، به کل صحنه نیز عمق می‌دهد. تضاد نور و سایه (کنتراست) در پیش‌زمینه و پس‌زمینه می‌تواند حس عمق ایجاد کند: معمولاً سوژه‌های جلویی کنتراست بیشتری دارند (سایه‌های تیره‌تر و هایلایت‌های روشن‌تر)، و هرچه اجزا دورتر می‌شوند (نسبت به دید ما)، کنتراست آن‌ها کمی کم‌تر و تُن‌ها به هم نزدیک‌تر می‌شود (پدیده‌ای مشابه پرسپکتیو جوی در مناظر). البته در یک ترکیب کوچک طبیعت بی‌جان این اثر خیلی مشهود نیست، ولی کمی دقت در این زمینه می‌تواند تفکیک پلان‌ها را بهتر کند. به عنوان مثال، می‌توانید پس‌زمینه را قدری محوتر و نرم‌تر طراحی کنید تا اشیاء اصلی جلوتر به نظر برسند.

  • تأکید و تمرکز با نور: با نور و سایه می‌توان نقطه کانونی ترکیب را نیز تقویت کرد. معمولاً چشم ما به روشن‌ترین بخش یا به بخشی با بیشترین تضاد کشیده می‌شود. اگر می‌خواهید مثلاً یک گلدان مرکز توجه باشد، می‌توانید آن را روشن‌تر (نسبت به اطراف) یا با تضاد سایه‌روشن بیشتری طراحی کنید، در حالی که اشیاء فرعی کمی نرم‌تر و با جزئیات کمتر سایه زده شوند. این کار باعث می‌شود نگاه بیننده ابتدا به گلدان جذب شود و سپس به سایر بخش‌ها گردش کند.

در پایان این بخش، تاکید می‌کنیم که فهم “منطق نور” بسیار مهم است. با تمرین و مشاهده مستمر دنیای واقعی، ذهن شما الگوهای نور و سایه را بهتر درک خواهد کرد. طراحی از طبیعت بی‌جان فرصت خوبی برای این تمرین است، چرا که می‌توانید نورپردازی صحنه را خودتان تنظیم کنید. پس از مدتی تمرین، خواهید دید که حتی بدون نگاه کردن به سوژه هم می‌توانید پیش‌بینی کنید که سایه‌ها و روشنایی‌ها چگونه باید باشند. اینجاست که طراحی شما یک گام به واقع‌نمایی و تسلط نزدیک‌تر می‌شود.

تحلیل چند نمونه از آثار طبیعت بی‌جان شناخته‌شده و عناصر موفق آن‌ها

بررسی آثار برجسته‌ی طبیعت بی‌جان به ما نشان می‌دهد که هنرمندان بزرگ چگونه اصولی را که آموخته‌ایم به کار گرفته‌اند و چه خلاقیت‌هایی فراتر از آن به خرج داده‌اند. در این بخش، سه نمونه مشهور از طبیعت بی‌جان را مرور می‌کنیم و نکات قوت هر کدام را توضیح می‌دهیم:

«سبد میوه» اثر کاراواجو (حدود ۱۵۹۹ میلادی)

این نقاشی کلاسیک یک سبد حصیری پر از میوه را روی لبه یک طاقچه نشان می‌دهد. کاراواجو در این اثر با واقع‌گرایی حیرت‌انگیز به نمایش تک‌تک جزئیات میوه‌ها و برگ‌ها پرداخته است؛ از بافت مخملی هلوها تا برگ‌های نیمه‌خشک انگور که حتی آثار کرم‌خوردگی روی آن‌ها دیده می‌شود. ترکیب‌بندی اثر در نگاه اول ساده و نامتقارن به‌نظر می‌رسد – سبد میوه کمی به سمت راست کادر متمایل است و هیچ عنصر دیگری در سمت چپ برای ایجاد تقارن قرار ندارد – اما همین آرایش حساب‌شده و معمارگونه طراحی شده تا چشم را به سبد متمرکز کند. خط افق پایین (یعنی محل طاقچه) باعث شده سبد میوه در برابر پس‌زمینه‌ی روشن تقریباً برجسته و monumental به نظر برسد. کاراواجو با قرار دادن سبد دقیقاً روی لبه طاقچه، عمق را تشدید کرده است؛ بیننده احساس می‌کند اگر کمی دست دراز کند می‌تواند سبد را لمس کند یا حتی ممکن است میوه‌ها هر لحظه از لبه بیفتند. نورپردازی در این اثر از سمت چپ بالا تابیده و سایه‌های نسبتا نرم و پراکنده‌ای ایجاد کرده است. نبود سایه‌های تند به کل صحنه حالتی آرام و طبیعی داده است. یکی از نکات جالب، حس زندگی در بی‌جانی است: میوه‌های داخل سبد کاملاً رسیده نیستند؛ برخی برگ‌ها پژمرده شده‌اند و حشره کوچکی روی میوه دیده می‌شود. این جزئیات شاید اشاره‌ای به مفهوم زودگذر بودن زندگی (مفهوم «vanitas» در سنت نقاشی هلندی) داشته باشد، اما در هر حال به غنای بصری اثر افزوده است. ترکیب موفق «سبد میوه» نشان می‌دهد که چگونه یک چیدمان ساده با دقت در جزئیات، نورپردازی دقیق و چیدمان سنجیده می‌تواند اثری ماندگار خلق کند.

«سبد میوه» اثر کاراواجو (حدود 1599 میلادی)

«سبد سیب‌ها» اثر پل سزان (حدود ۱۸۹۳ میلادی)

سزان از بزرگان جنبش پست‌امپرسیونیسم بود که با مجموعه‌ای از طبیعت بی‌جان‌های شامل سیب‌ها شناخته می‌شود. در این نقاشی، سبدی پر از سیب بر روی یک تکه چوب (یا کتاب) کج شده و سیب‌ها از آن روی یک پارچه سفید چین‌خورده غلتیده‌اند. یک بطری و بشقابی شیرینی نیز در پس‌زمینه دیده می‌شود. ترکیب‌بندی این اثر به طرز مشهوری غیرمتعارف است: میز در سمت راست تصویر زاویه‌ای غیرممکن دارد، بطری کمی کج به نظر می‌رسد و پرسپکتیو بشقاب با بقیه صحنه سازگار نیست. سزان عمداً قوانین کلاسیک پرسپکتیو را نقض کرده و با بازی با زاویه‌ها و شکل‌ها ترکیبی آفریده که ظاهراً نامتوازن ولی در باطن سنجیده و پویاست. این ناهمخوانی‌ها به نقاشی یک حس حرکت و پویایی داده و بیننده را وادار می‌کند با دقت بیشتری صحنه را کاوش کن. از نظر رنگ، سزان با درجه‌های ظریف رنگی و بدون تکیه بر تضاد شدید نور و سایه، به اشیا حجم داده است (در واقع سایه‌ها نسبتاً ملایم‌اند و فرم‌ها بیشتر با تغییرات رنگی مدل‌سازی شده‌اند). او نشان داد که می‌توان به جای chiaroscuro شدید، با مدولاسیون‌های لطیف رنگ نیز عمق و بعد ساخت. سزان تمام عناصر را با دقت در جای خود چیده است؛ مثلاً بطری عمودی را کمی در مرکز قرار داده تا تعادل عمودی ترکیب را حفظ کند، و پارچه چین‌خورده در جلو با روشنایی خود سیب‌های پراکنده را از افتادن خارج کادر «نگه» داشته است. بافت قلم‌مو در این اثر کاملاً مشهود است؛ ضربه‌های کوچک و متعدد رنگ روغن به میوه‌ها و اشیا حجم بخشیده‌اند. موفقیت این نقاشی در زمان خود درک نشد، اما بعدها مشخص شد که همین نگاه متفاوت سزان به فرم و فضا راه را برای نقاشان مدرن (به‌ویژه کوبیست‌ها) باز کرده است. برای یک هنرجوی طراحی، سبد سیب‌ها یادآوری می‌کند که گاهی شکستن قواعد به شکل آگاهانه می‌تواند به ترکیب شما زندگی تازه‌ای بدهد – البته پس از آنکه بر قواعد پایه مسلط شدید. ابتدا شاید بهتر باشد از زاویه‌های عادی‌تری طراحی کنید، اما آشنایی با آثاری مانند این بینش شما را نسبت به امکانات خلاقانه ترکیب‌بندی گسترش می‌دهد.

«سبد سیب‌ها» اثر پل سزان (حدود 1893 میلادی)

«گلدان گل‌های آفتابگردان» اثر ونسان ونگوگ (۱۸۸۸ میلادی)

تابلوهای آفتابگردان ونگوگ احتمالاً معروف‌ترین طبیعت بی‌جان‌های تاریخ هنرند. او پنج نسخه از این تابلو را با پس‌زمینه‌های متفاوت کشید که همگی گلدانی ساده با چندین گل آفتابگردان را نمایش می‌دهند. در نسخه‌ای که اینجا می‌بینیم (پس‌زمینه زرد)، ونگوگ جسورانه تمام طیف رنگی تابلو را به سه درجه از رنگ زرد محدود کرده و رنگ دیگری به‌کار نبرده است. او می‌خواست نشان دهد که می‌توان تصویری غنی و پراحساس را تنها با تنوعی از یک رنگ آفرید بدون آن‌که از تأثیرگذاری آن کاسته شود. در واقع، بوم زرد او مملو از درخشش‌های مختلف زرد است: برخی گل‌ها پررنگ‌تر و برخی روشن‌ترند و پس‌زمینه زرد مات آن‌ها را احاطه کرده است. این هارمونی تک‌رنگ نه تنها ترکیب را یکنواخت نکرده، بلکه به آن حالت هماهنگ و در عین حال پراحساس داده است. ونگوگ در نامه‌هایش نوشته بود که آفتابگردان‌ها را نمادی از «دوستی و قدردانی» می‌داند؛ او این گل‌ها را برای استقبال از دوست نقاشش پل گوگن کشید و در اتاقی که برای گوگن در خانه‌اش آماده کرده بود آویخت. از دید ترکیب‌بندی، تابلوی آفتابگردان‌ها بسیار متمرکز است: گلدان تقریباً در مرکز پایین کادر قرار گرفته و گل‌ها به شکل یک خوشه نامتقارن اطراف آن گسترده شده‌اند. با وجود این تمرکز مرکزی، حالت گل‌ها یکنواخت نیست؛ هر گل زاویه‌ای متفاوت دارد و یکی دو گلبرگ افتاده یا سرگل خم‌شده در پایین، ترکیب را از نظر بصری پویا کرده است. بافت قلم‌مو و رنگ ضخیم (امپاستو) در این نقاشی نقشی اساسی دارد؛ ونگوگ رنگ را ضخیم روی بوم گذاشته به‌طوری‌که گلبرگ‌های آفتابگردان واقعاً برجسته شده‌اند و نور بر پستی‌بلندی آن‌ها سایه‌های کوچکی ایجاد کرده است. این بافت نه‌تنها جنس گلبرگ‌ها را به‌خوبی تداعی می‌کند بلکه بر جنبش و زندگی گل‌ها در نگاه بیننده می‌افزاید. تابلوهای آفتابگردان ونگوگ به ما یادآور می‌شوند که در یک طبیعت بی‌جان، رنگ و احساس هنرمند می‌تواند به سادگی سوژه غلبه کند و اثری کاملاً شخصی و بیانگر خلق کند. اگرچه ما در طراحی با مداد محدود به خاکستری‌ها هستیم، می‌توانیم از ونگوگ بیاموزیم که چگونه با کنتراست‌های تونال و بافت قلم حال‌وهوای اثر را منتقل کنیم. مثلا در طراحی سیاه‌سفید می‌توانیم تصمیم بگیریم که تمام اشیا را در طیفی نزدیک به هم (مثلا همگی خاکستری متوسط) نگه داریم تا حس وحدت ایجاد شود، و فقط با تغییر شدت سایه‌ها تنوع بدهیم – شبیه کاری که ونگوگ با یک رنگ انجام داد.

«گلدان گل‌های آفتابگردان» اثر ونسان ونگوگ (1888 میلادی)

جمع‌بندی درس‌هایی که از آثار بزرگ می‌گیریم

در نقاشی کلاسیک کاراواجو، دقت در واقع‌نمایی و ترکیب حساب‌شده را دیدیم؛ در کار سزان، شجاعت در تغییر دیدگاه و نوآوری در ترکیب‌بندی را مشاهده کردیم؛ و در اثر ونگوگ، بیان احساس از طریق رنگ و بافت حتی در یک سوژه ساده متجلی بود. شما به عنوان هنرجوی مبتدی می‌توانید از هر کدام الهام بگیرید: از کاراواجو بیاموزید که به جزئیات و نور توجه کنید، از سزان که زاویه نگاه خود را گاهی تغییر دهید و فرم‌های ساده را از نو ببینید، و از ونگوگ که در عین رعایت اصول، امضای شخصی خود (خواه در شیوه سایه‌زنی، خواه در انتخاب تُن‌ها) را فراموش نکنید. تحلیل آثار استادان همواره آموزنده است و توصیه می‌شود هر از گاهی کار آن‌ها را مطالعه کنید و حتی از روی آن‌ها طراحی کنید تا نکات عملی بیشتری فرابگیرید.

تمرینات گام‌به‌گام برای تقویت مهارت هنرجویان مبتدی

حال که با مبانی نظری و نکات عملی طراحی طبیعت بی‌جان آشنا شدیم، نوبت به تمریناتی می‌رسد که این آموخته‌ها را در عمل پیاده کنیم. در این بخش، چند تمرین عملی گام‌به‌گام ارائه شده است که به طور ویژه برای هنرجویان مبتدی طراحی شده‌اند. این تمرینات به شما کمک می‌کنند مهارت دست، چشم و ذهن خود را در مشاهده و طراحی تقویت کنید. توصیه می‌شود این تمرین‌ها را به ترتیب انجام دهید و برای هر کدام زمان و حوصله کافی صرف کنید.

تمرین اول: طراحی کاغذ مُچاله (افزایش دقت تناسب و سایه‌زنی)

 برای این تمرین تنها چیزی که نیاز دارید یک کاغذ سفید نسبتاً ساده (بدون طرح) است. کاغذ را با دست مُچاله کنید و سپس آن را مقابل خود قرار داده و طراحی کنید. شاید فکر کنید سوژه‌ای به این سادگی ارزش طراحی ندارد، اما دقیقاً همین‌جاست که چشم و دست شما به چالش کشیده می‌شود. هر بار که کاغذ را مچاله می‌کنید، شکل پیچیده و نامأنوسی از چین‌ها و سایه‌ها پدید می‌آید که مغز شما الگوی از پیش‌آشنا برایش ندارد. در نتیجه باید کاملاً به دیدن متکی شوید و تناسبات و شکل‌ها را همان‌گونه که می‌بینید منتقل کنید. ابتدا با خطوط بسیار کمرنگ، حدود کلی توده کاغذ و چین خوردگی‌های اصلی را ترسیم کنید. سپس شروع به سایه‌زنی کنید؛ دقت کنید که در این سوژه فقط سایه‌روشن‌ها هستند که حجم را تعریف می‌کنند و هیچ رنگ یا نقش دیگری روی کاغذ وجود ندارد. سعی کنید تاریک‌ترین سایه‌های داخل چین‌ها و روشن‌ترین قسمت‌های روی برآمدگی‌ها را درست مشاهده و اجرا کنید. این تمرین در نگاه اول دشوار است و ممکن است طراحی حاصل شبیه کاغذ نشود، اما ناامید نشوید. با تکرار چندباره آن (هر بار با مچاله‌کردن جدید کاغذ که شکل تازه‌ای ایجاد می‌کند) دقت شما در دیدن سایه‌ها و تناسبات به شکل محسوسی افزایش می‌یابد. نکته: ابتدا کاغذ را کمی مچاله کنید (نه خیلی پیچیده) و همان را طراحی کنید. دفعات بعدی می‌توانید کاغذ را بیشتر بفشارید تا شکل پیچیده‌تری ایجاد شود. حتی می‌توانید از کاغذ خط‌دار استفاده کنید تا خطوط آن به شما در درک انحناهای سطح کمک کند.

تمرین دوم: یک شیء ساده زیر نورهای مختلف (درک نور و سایه)

 یک شیء ساده مانند یک لیوان، ماگ یا سیب را انتخاب کنید و آن را روی میز یا یک سطح صاف بگذارید. یک چراغ مطالعه یا چراغ قوه بردارید و در یک اتاق کم‌نور، نور را از جهت‌های مختلف به شیء بتابانید. هدف این تمرین، یادگیری این است که سایه‌ها را کجا و چگونه قرار دهیم تا حجم را درست نشان دهیم. ابتدا چراغ را از سمت چپ شیء بتابانید؛ با دقت مشاهده کنید: سمت راست شیء در سایه فرو می‌رود، سمت چپ روشن است، سایه‌ای روی میز به سمت راست افتاده است. این حالت را سریع طراحی کنید؛ ابتدا شکل کلی شیء را بکشید، سپس بخش‌های روشن را سفید بگذارید و بخش‌های در سایه را سایه بزنید. خیلی وارد جزئیات نشوید – تمرکز بر شکل و شدت سایه‌ها باشد. حال چراغ را به زاویه‌ای دیگر ببرید (مثلاً به سمت جلو، یا بالا) و همان شیء را دوباره در همان کاغذ یا کاغذ دیگر طراحی کنید. تفاوت سایه‌ها را در این حالت جدید با حالت قبل مقایسه کنید: آیا سایه روی میز درازتر یا کوتاه‌تر شد؟ هایلایت به کجا منتقل شد؟ سایه‌های روی شیء چطور تغییر کردند؟ این فرایند را از چند زاویه مختلف تکرار کنید. حتی می‌توانید نور را مستقیم از بالا بتابانید تا تقریباً سایه‌ای روی میز نباشد، یا از زاویه خیلی کم نزدیک به سطح میز که سایه بلندی ایجاد می‌کند. پس از چند بار تمرین، متوجه خواهید شد که شکل کلی سایه‌های یک فرم سه‌بعدی چگونه بسته به جهت نور تغییر می‌کند و درک بهتری از حجم شیء در فضا به‌دست می‌آورید. این آگاهی هنگام طراحی از یک صحنه واقعی کمک می‌کند حتی اگر منبع نور تغییر جزئی کرد یا اگر بخشی از صحنه را از حفظ می‌کشید، بتوانید نور و سایه منطقی را تصور و اعمال کنید. نکته: در این تمرین حتماً به تفاوت سایه خودشئی و سایه افتاده دقت کنید. سایه‌ای که روی خود شیء است (تاریکی نیمه پنهان از نور) با سایه‌ای که روی میز می‌افتد تفاوت دارد؛ اولی تابع شکل سطح شیء است و دومی تابع شکل کلی شیء.

تمرین سوم: ترسیم تنها با حاشیه (سایه‌روشن ممنوع!)

 برای تقویت قدرت خط و تشخیص شکل، این بار پنج شیء مختلف را انتخاب کنید (از میان لوازم خانه، مثلاً یک قوری، یک گلدان کوچک، قیچی، بطری، مجسمه تزئینی یا هر چیز با شکل متمایز). آن‌ها را با فاصله از هم روی میز بگذارید. هدف این است که تنها با کشیدن حاشیه یا سیلوئت (Silhouette) آن‌ها، بتوانید ماهیتشان را نمایش دهید. ابتدا شیء اول را نگاه کنید و با دقت خط بیرونی کامل آن را رسم کنید؛ هیچ سایه یا خط داخلی نکشید. فقط دور تا دور فرم را آن‌قدر دقیق بکشید که اگر داخلش را مشکی کنید، شبیه یک تصویر سیاه از آن شیء شود. بعد از اتمام، واقعاً داخلش را با مداد سیاه کنید تا یک شکل یک‌دست تیره به‌دست آید. همین کار را برای چهار شیء دیگر تکرار کنید، طوری که در نهایت پنج شکل سیاه جدا از هم (یا اندکی هم‌پوشان اگر در چیدمان اولیه هم‌پوشانی داشتند) روی کاغذ داشته باشید. حال از خود بپرسید: آیا از روی این سیلوئت‌های سیاه می‌توان فهمید هرکدام چه شیئی بوده‌اند؟ طراحی خود را به کسی که اشیا را ندیده نشان دهید و بخواهید حدس بزند. اگر همه یا بیشترشان قابل تشخیص‌اند، تبریک می‌گویم – چشم شما شکل کلی اشیا را به خوبی درک می‌کند. اگر برخی مبهم‌اند، فکر کنید مشکل کجاست: مثلاً شاید زاویه دید انتخابی مناسب نبوده است (مثلاً اگر دسته‌ی فنجان دقیقا روبه‌رو باشد، در سیلوئت دیده نمی‌شود و شکل فنجان نامشخص می‌شود). در دفعات بعد، اشیا را کمی جابه‌جا کنید و از زوایای دیگری سیلوئت بکشید تا ببینید بهترین نما برای تشخیص هر کدام کدام است. این تمرین کمک می‌کند تا در طراحی‌های خود حتی قبل از افزودن جزئیات و سایه‌زنی، از طریق خطوط صحیح پیرامونی، سوژه‌هایتان را خوانا و درست ترسیم کنید.

تمرین چهارم: مطالعه بافت مواد مختلف

 چند ماده با بافت‌های متفاوت انتخاب کنید: برای مثال شیشه، فلز، پارچه، میوه یا چوب. لازم نیست حتماً یک ترکیب پیچیده باشد؛ می‌توانید هر بار یکی دو شیء از جنس‌های گوناگون بردارید. ایده این است که روی کاغذ خود چند بخش مجزا تخصیص دهید و در هر بخش تلاش کنید بافت و ویژگی‌های نوری یک ماده را طراحی کنید. مثلاً در یک قسمت، سطح یک سیب را بکشید: هایلایت ملایم، بافت نسبتاً مات و صاف آن، و شاید لکه‌های روشن روی پوستش. در بخش دیگر یک قاشق فلزی را طراحی کنید: هایلایت خیلی روشن و تند، قسمت‌هایی کاملاً تیره، و انعکاس محیط روی سطح آن. جای دیگر پارچه‌ای چین‌دار (مثل یک تکه پارچه کتانی یا ساتن) را با مداد طراحی کنید: توجه به لبه‌های نرم چین‌ها و تغییر تدریجی سایه در امتداد پارچه مهم است. همچنین مثلاً لیوان شیشه‌ای را بکشید: لبه‌های دوگانه (داخل و خارج لیوان)، اعوجاجی که شیشه ایجاد می‌کند و شفافیتی که با سایه‌های نرم نشان داده می‌شود. برای هر ماده، ابتدا مشاهده کنید چه چیزی آن را متفاوت می‌کند (آیا بازتاب دارد؟ بافت خشن دارد؟ نیمه‌شفاف است؟) و سپس همان خصیصه را پررنگ در طراحی‌تان نمایش دهید. این تمرین را می‌توانید حتی به صورت مستمر انجام دهید؛ یعنی هر زمان سوژه جدیدی می‌بینید که بافت جالبی دارد، چند دقیقه وقت بگذارید و در دفتر طراحی‌تان آن بافت را با مداد پیاده کنید. با این کار کم‌کم برای هر بافت یک زبان بصری شخصی پیدا می‌کنید (مثلاً می‌دانید برای چرم بهتر است سایه‌ها را نرم بگذارید اما برای مخمل از بافت نقطه‌ای ریز استفاده کنید). حین این تمرین، نگران درست‌کشیدن شکل‌ها نباشید؛ حتی می‌توانید اجسام را ساده‌شده یا به صورت وصله‌ای از بافت در یک مربع بکشید. هدف این است که دست خود را در بازنمایی حس سطوح مختلف روان کنید. با کسب این مهارت، در طرح‌های کامل‌تر وقتی به مثلاً یک ظرف سفالی و یک پرتقال کنار هم می‌رسید، می‌دانید چگونه با تکنیک مداد تفاوت جنس آن‌ها را نمایش دهید.

تمرین پنجم: پنج ترکیب برای پنج شیء (آزمایش ترکیب‌بندی)

 پنج شیء دلخواه (یا همان‌هایی که در تمرین سیلوئت استفاده کردید) انتخاب کنید. این بار می‌خواهیم روی کمپوزیسیون تمرکز کنیم. شیء‌هاتان می‌توانند ترکیبی متنوع داشته باشند (مثلاً یک بطری، یک کتاب، یک میوه، یک لیوان و یک پارچ). ابتدا یک ترکیب‌بندی چیده و آن را سریع طراحی کنید – نیازی به پرداخت زیاد نیست، بیشتر یک اسکچ ۵-۱۰ دقیقه‌ای. سپس بدون تغییر اشیا روی میز، زاویه دید خود را تغییر دهید (دور میز بگردید یا ارتفاع دیدتان را کم و زیاد کنید) و ترکیب را دوباره طراحی کنید. احساس هر ترکیب را با قبلی مقایسه کنید: آیا در یک حالت همه اشیا خوب دیده می‌شدند ولی در حالت دیگر مثلاً یکی پشت دیگری پنهان شده؟ آیا در یک زاویه فضای منفی جالبی ایجاد شده بود که در زاویه دیگر از بین رفت؟ این مقایسه‌ها به شما نشان می‌دهد که چگونه نقطه دید روی ترکیب اثر می‌گذارد. حال جدا از زاویه دید، خود آرایش اشیا را عوض کنید: پنج چیدمان کاملاً متفاوت با همین اشیا ایجاد کنید. می‌توانید یک بار آن‌ها را همه نزدیک هم بچینید، بار دیگر در سطح وسیع پخش‌شان کنید؛ یک‌بار ارتفاع برخی را با گذاشتن روی کتاب یا جعبه بالا ببرید، بار دیگر همه را روی سطح میز بگذارید. هر بار یک طراحی سریع انجام دهید. هدف این نیست که طراحی شاهکار بکشید، بلکه این است که چشم شما تحلیلی‌تر شود و بیاموزد که چرا یک ترکیب خوشایندتر از دیگری است. مثلاً ممکن است دریابید ترکیبی که در آن اشیا ارتفاع‌های مختلف و هم‌پوشانی کمی داشتند، جذاب‌تر از ترکیبی بود که همه چیز در یک ردیف کنار هم چیده شده بود. یا بفهمید با چرخاندن یک شیء زاویه‌دار (مثل کتاب) چگونه خطوط راهنمای پرسپکتیو متفاوتی ایجاد می‌شود که نگاه را به سمت خاصی هدایت می‌کند. این تمرین بسیار مفید است زیرا تفکر طراحی شما را تقویت می‌کند و یاد می‌گیرید قبل از شروع به رسم جدی، درباره ترکیب احتمالات مختلف را بررسی کنید. بعد از انجام پنج ترکیب، بهترین را انتخاب کنید و اگر خواستید به صورت یک طراحی کامل با جزئیات و سایه‌زنی کنید.

انجام این تمرینات به صورت منظم، مهارت‌های شما را در زمینه‌های گوناگون طراحی طبیعت بی‌جان تقویت می‌کند. سعی کنید صبور باشید و از پیشرفت تدریجی خود لذت ببرید. حتی تمرین‌هایی که نتیجه نهایی چشم‌گیری ندارند (مثل کاغذ مچاله یا سیلوئت‌ها)، در واقع به شدت در تربیت چشم و دست شما مؤثرند. می‌توانید تاریخ بزنید و کارهای تمرینی خود را نگه دارید تا پس از چند هفته یا چند ماه، با مقایسه آن‌ها پیشرفتتان را مشاهده کنید. به یاد داشته باشید که طراحی مانند هر مهارت دیگری با تمرین مداوم بهبود می‌یابد و هیچ میان‌بری جز صرف زمان باکیفیت برای آن وجود ندارد.

حرف آخر

طراحی از طبیعت بی‌جان برای مبتدیان بهترین کلاس درس است. در این عرصه شما یاد می‌گیرید دیدن را تمرین کنید؛ به کوچک‌ترین جزئیات و تفاوت‌های نور و فرم دقت کنید و آن‌ها را با خطوط و سایه‌ها به تصویر بکشید. در این راهنما از تعریف مفاهیم پایه تا معرفی ابزار و فنون و تمرین‌های عملی پیش رفتیم. حال توپ در زمین شماست! چند شیء ساده بردارید، روی میز بچینید و اولین طرح طبیعت بی‌جان خود را آغاز کنید. ممکن است طرح اولیه‌تان عالی نشود، اما هر بار که تلاش کنید، بهتر از دفعه قبل خواهید بود. از اشتباهات نترسید؛ هر طراحی ناصحیح پلکان یادگیری شماست. آثار اساتید را ببینید، از تمرینات پیشنهادی استفاده کنید و کم‌کم سبک و نگاه خود را پیدا کنید. به قول معروف، تمرین بسیار، هنرمند را ماهر می‌کند. امیدواریم با بهره‌گیری از نکات این مقاله، مسیر یادگیری طراحی برایتان هموارتر و لذت‌بخش‌تر شود. موفق باشید و از سفر هنری خود لذت ببرید!

نویسنده مقاله

Picture of مینوشکا مصطفایی

مینوشکا مصطفایی

مینوشکا مصطفایی فارغ‌التحصیل گرافیک و عضو خانه گرافیک ایران است که با بیش از ۱۵ سال سابقه آموزش طراحی و نقاشی، در ۴۰ نمایشگاه داخلی و خارجی حضور داشته و دارای مدارک درجه ۱ و ۲ فنی‌حرفه‌ای و تأییدیه وزارت ارشاد می‌باشد.